
شمارهٔ ۸
۲۱ شهریور ۱۴۰۵ · شنبه
کوتاه شدن روز
تابستان · اواخر شهریور
۰۱
نامه هفته

اواخر شهریور عصرها زودتر تیره میشوند. چراغ را زودتر از تیرماه روشن میکنند و شام، اگر حواس باشد، دیگر در روشنایی بلند اول تابستان خورده نمیشود. این شماره برای همین تغییر است. سفرهٔ مهمان هفتهٔ پیش را اینجا دوباره نمیچینیم. موضوع، کوتاه شدن روز است و یک توضیح ساده که چرا چنین میشود.
شنبهٔ بیستویکم شهریور سال ۱۴۰۵ منتشر میشود. تقویم میگوید اعتدال پاییزی نزدیک پایان ماه است، نه امروز. بعد نوبت کلمهٔ روز است. روز هم یک تاریخ است، هم روشنایی در برابر شب، و هم در ترکیب روزگار نام یک دوره. ضربالمثل شماره جدا آمده: روز از نو، روزی از نو. هر صبح کار خودش را دارد.
خوراک هفته عدسی است برای چهار نفر. گوشت ندارد و حبوباتش باید نرم بپزد. در سلامت از قدمی حرف میزنیم که کمی زودتر از اول تابستان برداشته شود، چون هوا زودتر تاریک میشود. عدسی را آنجا درمان نمیکنیم. در تاریخ، اعتدال را از نوشتههای گاهشماری مرور میکنیم. قصههای ارابهٔ خورشید آنجا افسانه است. پایان شماره خود دلیل کوتاه شدن روز است، با کجی محور زمین، نه با دور و نزدیک شدن به خورشید.
هر بخش را جدا هم میشود خواند. عدسی شام سبکی است و نامه را میشود تا پیاز طلایی شود خواند. اگر حوصلهٔ توضیح ندارید، همان بخش موضوع هفته بس است و بقیه برای چای بعد از شام میماند.
یک عصر برای این شماره کافی است. روز کوتاهشده را با کار بیشتر پر نکنید. اگر یک چیز بماند، شام را پیش از آنکه اتاق کاملاً تاریک شود سر میز بگذارید.
۰۲
تقویم

این شماره شنبهٔ بیستویکم شهریور سال ۱۴۰۵ منتشر میشود. مناسبت هفته اواخر شهریور است. جشن تاریخداری برای این شنبه نداریم. اعتدال پاییزی، یعنی وقتی روز و شب به هم نزدیک میشوند، نزدیک پایان همین ماه است و امروز نیست.
عصرها نسبت به اول تابستان کوتاهتر شدهاند. این را بیابزار هم میشود دید: چراغ حیاط زودتر به کار میآید و سایهها عصر زودتر بلند میشوند. لازم نیست دقیقه را با تقویم سال پیش مقایسه کنید. همین که شام را به تاریکی کامل موکول نکنید برای این هفته کافی است. هوا را پیشبینی نمیکنیم. ممکن است عصر هنوز گرم باشد. کوتاه شدن روشنایی با خنک شدن هوا یکی نیست و این صفحه آن دو را قاطی نمیکند.
عدسی غذای همین شبهاست. دیگ سنگینی نمیخواهد و برای چهار نفر برمیگردد. اگر نان کنارش میگذارید، گلوتن از نان است نه از عدسی. جزئیات در بخش آشپزی است.
بخش موضوع هفته دلیل کوتاه شدن روز را به زبان ساده میگوید. اینجا فقط جای روز را در ماه نشان میدهیم. مهر هنوز شروع نشده و مهرگان هم مال این شماره نیست. اگر فقط یک خط بردارید، این است: بیستویکم هنوز اعتدال نیست. روزی است که عصرش از یاد نرود، چون روشنایی دیر نمیماند.
خرید عدس را سبک بگیرید. یک پیمانه برای چهار نفر، با پیاز و سیبزمینی، شام را میبندد. بیشتر از این لازم نیست انبار کنید.
چراغ راهرو را پیش از غروب امتحان کنید تا مهمان یا خودتان در پلهٔ تاریک دنبال کلید نگردید. این کار یک دقیقه است و به کوتاه شدن روز مربوط است، نه به خبر هوا. عدس را اگر از قبل در کابینت دارید لازم نیست عصر دنبال فروشگاه بگردید. شام ساده یعنی همین: چیزی که تاریکی غافلگیرش نکند. اگر امروز نرسیدید بپزید، نان و ماست شام جداگانهای است و این شماره را خراب نمیکند، به شرطی که فردا عدسی را با همان حوصله بپزید.
۰۳
لغت و ضربالمثل

کلمهٔ این هفته روز است و سه معنی دارد که اواخر شهریور هر سه شنیده میشوند.
اول، یک تاریخ است. میگوییم روز بیستویکم، یعنی همین خانه از تقویم. دوم، روشنایی است در برابر شب. میگوییم روز کوتاه شد، و منظورمان تاریخ نیست. منظور نوری است که زودتر میرود. سوم، در ترکیب روزگار به یک دوره برمیگردد. روزگار گاهی یعنی همهٔ عمر، و گاهی یعنی این فصلی که در آنیم. این معنی سوم گشادهتر از دو تای دیگر است و نباید با تاریخ دقیق قاطی شود.
«روز شنبه» تاریخ است. «طول روز» روشنایی است. «روزگار شهریور» یک دوره است. این هفته معنی دوم موضوع شماره است، ولی تقویم با معنی اول کار میکند. هر دو درستاند و یکی دیگری را باطل نمیکند.
روز از نو
این مثل تعریف نجومی روز نیست. جدا آمده، چون از دوباره شروع کردن حرف میزند:
روز از نو، روزی از نو.
یعنی هر صبح پروندهٔ دیروز بسته میشود و رزق و کار آن روز، مال همان روز است. مثل را وقتی میگویند که کسی هنوز بار دیروز را روی امروز میکشد، یا وقتی بعد از یک تمام شدن باید از نو شروع کرد. وعده نمیدهد که فردا آسانتر است. فقط میگوید دیروز را نمیشود به زور وارد امروز کرد.
این جمله سر کوتاه شدن روز هم به کار میآید. اینکه عصر زود تاریک شده، دلیل نمیشود برنامهٔ تیرماه را همانطور نگه دارید. روز جدید اندازهٔ جدید دارد. عدسی این شماره هم غذای همان شب است، نه ماندهای که باید به زور شبیه مهمانی هفتهٔ پیش شود.
پس روز هم تاریخ است، هم روشنایی، و هم نام دوره. مثل میگوید صبح که شد، کار را با اندازهٔ همان صبح بردارید.
۰۴
آشپزی

عدسی خوراک این هفته است و برای چهار نفر کافی است. گوشت ندارد. عدس باید آنقدر بپزد که سفت زیر دندان نماند. روی شعلهٔ ملایم حدود یک ساعت وقت میخواهد. اگر عدس را از شب خیس کنید، زمان کمی کمتر میشود، ولی لازم نیست.
حساسیت: حبوبات. گردو، لبنیات، تخممرغ و گندم ندارد.
مواد
- دو پیمانه عدس سبز یا قهوهای
- دو پیاز متوسط
- دو سیبزمینی کوچک
- سه قاشق غذاخوری روغن
- یک قاشق چایخوری زردچوبه
- نمک، به اندازهٔ مزه
- شش پیمانه آب
- یک قاشق غذاخوری آبلیمو، اگر ترشی خواستید
دستور
-
عدس را بشویید و اگر شن دارد جدا کنید. لازم نیست خیس بخورد. پیاز را خلالی کنید و در روغن تفت دهید تا طلایی شود. زردچوبه را سی ثانیه با پیاز هم بزنید. زردچوبهٔ سوخته تلخ است.
-
سیبزمینی را نگینی کنید و دو دقیقه با پیاز تفت دهید. عدس و آب را بریزید. نمک را همان اول زیاد نریزید. عدس با نمک زیاد دیر نرم میشود. نصف نمک بس است و بقیه آخر کار.
-
در قابلمه را بگذارید و شعله را کم کنید. باید آرام بجوشد. حدود پنجاه دقیقه تا یک ساعت. گاهی هم بزنید تا ته نگیرد. اگر آب تمام شد و عدس هنوز سفت است، آب جوش اضافه کنید. آب سرد پخت را متوقف میکند.
-
عدس باید نرم باشد، نه اینکه هنوز هستهٔ سفت داشته باشد. لازم نیست لهٔ کامل شود. اگر خواستید غلیظتر باشد، ده دقیقه در قابلمه را بردارید. سیبزمینی باید با قاشق له شود.
-
بچشید. نمک را تنظیم کنید. اگر خواستید چند قطره آبلیمو آخر کار بریزید. شعله را خاموش کنید.
با نان اگر سر سفره هست بخورید. گلوتن از نان است، نه از این دیگ. این مقدار برای چهار نفر کافی است. فردا غلیظتر میشود. موقع گرم کردن کمی آب جوش اضافه کنید تا به ته نچسبد.
۰۵
سلامت

این مطلب توصیهٔ پزشکی نیست.
عصر زودتر
اواخر شهریور روشنایی زودتر تمام میشود. اگر عصرها راه میروید، کمی زودتر از اول تابستان از خانه بیرون بروید تا برگشتنتان به تاریکی نیفتد. راه کوتاه کافی است. مسابقه نیست و لازم نیست مسیر را بلندتر کنید تا «عقبماندگی نور» جبران شود. اگر پیادهروی برایتان راحت نیست، همان کار سبک همیشگی را در ساعتی انجام دهید که هنوز میبینید کجا پا میگذارید.
این یادداشت از خلق و خو تشخیص نمیدهد. کوتاه شدن روز را بیماری نمینامد و برایش درمان نمینویسد. فقط ترتیب خانه را با نور واقعی جور میکند.
شام
عدسی غذای همین شب است. حبوبات را نرم بپزید و سر میز بخورید، نه ایستاده کنار چراغ کمنور آشپزخانه. عدسی درمان سرما و درمان خستگی نیست. اگر هوا خنکتر شده، یک لباس مناسب عادت خانه است، نه نسخه.
دو عادت برای این هفته کافی است. قدم را به روشنایی برسانید، و شام را پیش از تاریکی کامل شروع کنید. رسیدگی به تن با پزشک است. تقویم و دیگ عدس جای آن را نمیگیرند.
صفحهای که میخوانید جای چراغ را نمیگیرد. اگر نور کم است، چراغ را روشن کنید و از خیر خواندن در تاریکی بگذرید. چشم را با سماجت خسته نکنید. این حرف، درمان بینایی نیست. ترتیب خانه است. کنار آن، شام را به ساعت روشنایی نزدیک کنید تا ظرف شستن به نیمهشب نرسد. اگر عصر خوابآلودید، یک چرت کوتاه بهتر از آن است که شب را با چای غلیظ بیدار بمانید. برای چای هم اثری نمینویسیم. فقط میگوییم بیداری اجباری، جواب روز کوتاه نیست. روز بعد، خودش نور دارد و کار خودش را میخواهد.
۰۶
تاریخ

برابری تقریبی روز و شب را در گاهشماری ایرانی از دیرباز میشناختند. نوروز به اعتدال بهاری بند است و در پایان تابستان هم روز و شب یک بار دیگر به هم نزدیک میشوند. این شماره درس محور زمین نمیدهد. آن توضیح در بخش موضوع هفته است. اینجا فقط از نوشتههای قدیمی و از جدایی قصه حرف میزنیم.
در کتابها
ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه از طول روز و از جشنهای بسته به سال خورشیدی نوشته است. محاسبهها مال رصد و مال تقویم است، نه مال یک خانهٔ معین. نویسندگان بعد هم آغاز پاییز را با همین نزدیک شدن روز و شب میشناختند، هر چند نام ماه در زندگی روزمره از عدد دقیقه مهمتر بوده. از این متنها یک ساعت واحد برای غروب همهٔ شهرها درنمیآید. عرض جغرافیایی فرق دارد. آنچه برای این صفحه کافی است این است که پدیده را دیده بودند و آن را با اسطوره یکی نمیگرفتند.
تقویم جلالی، که نام خیام هم با اصلاح آن آمده، برای دقیقتر کردن همین سال خورشیدی بوده است. آن کارِ محاسبه است. این شنبه نه سال نو است و نه روز اعلام تقویم. فقط اواخر شهریور است.
افسانهٔ ارابه
قصههایی که خورشید را بر ارابهای نشاند و برایش راننده و اسب میگذارند، در فرهنگهای قدیم کم نیستند. این بخش افسانه است. افسانه اینجا یعنی تصویر داستانی، نه گزارش رصد. کوتاه شدن روز از ارابه نمیآید. نوشتههای محاسباتی را با آن تصویر توضیح نمیدهیم.
خلاصه این است. نزدیک شدن روز و شب در پایان تابستان از گاهشماری و از نوشتهٔ بیرونی میآید. ارابهٔ خورشید افسانه است.
۰۷ · دانش به زبان ساده
چرا روز کوتاه میشود

موضوع این هفته دانش به زبان ساده است. روزها اواخر شهریور کوتاه میشوند چون محور زمین کمی کج است. همین کجی فصل میسازد. زمین در مدارش به خورشید نزدیک و دور هم میشود، ولی آن فاصله دلیل تابستان و زمستان نیست. اگر فاصله دلیل بود، همهٔ زمین با هم گرم و سرد میشد. آنچه میبینیم این است که وقتی یک نیمکره روز بلند دارد، نیمکرهٔ دیگر روز کوتاه دارد.
کجی، نه فاصله
محور را مثل سیخی فرض کنید که از قطب شمال تا قطب جنوب رد شده و راست بر صفحهٔ مدار ننشسته. در بخشی از سال، نیمکرهٔ ما بیشتر رو به خورشید است. خورشید بالاتر میآید و ساعتهای بیشتری بالای افق میماند. در بخشی دیگر، همین نیمکره کمی پشت میکند. خورشید پایینتر میماند و زودتر غروب میکند. شهریور، گذر از حالت اول به حالت دوم است. اعتدال وقتی است که این کجی، نسبت به خورشید، روز و شب را تقریباً برابر میکند. آن لحظه نزدیک پایان همین ماه است، نه لزوماً ظهر این شنبه.
لازم نیست عدد زاویه را از حفظ کنید. همین تصویر بس است: زمین کج ایستاده و برای همین سفرهٔ عصر زودتر به چراغ میرسد. خبر روز و هشدار اقلیمی مال این صفحه نیست. اینجا فقط دلیل فصل است، همان که هر سال تکرار میشود.
اگر خواستید خودتان ببینید، ساعت غروب این هفته را با خاطرهٔ تیر مقایسه کنید. دقیقهشمار لازم نیست. تفاوت آنقدر هست که چراغ خانه شهادت بدهد.
هفتهٔ بعد نوبت چیستان است. این هفته همین یک توضیح کافی است و عدسی، شامش.
اگر خواستید برای کودک خانه هم بگویید، همان تصویر سیخ کج کافی است. لازم نیست نام سیاره و درجه را اضافه کنید. کنجکاوی با یک مثال درست راه میافتد و با اصطلاح زیاد بسته میشود. همین اندازه برای بیستویکم شهریور علمی است که سر سفره جا شود.