
شمارهٔ ۹
۲۸ شهریور ۱۴۰۵ · شنبه
چیستان سر سفره
تابستان · پایان تابستان
۰۱
نامه هفته

تابستان که به ته میرسد، شام خانه جای خوبی برای یک بازی کوتاه است. این شماره برای همان سر سفره است: سه چیستان تازه، و خوراکی که باید تا مغزش بپزد. دلیل کوتاه شدن روز را اینجا درس نمیدهیم. آن بحث مال هفتهٔ پیش بود.
شنبهٔ بیستوهشتم شهریور سال ۱۴۰۵ منتشر میشود. سه روز مانده به مهر. تقویم این را پایان تابستان مینامد، نه یک جشن تاریخدار. بعد نوبت کلمهٔ جواب است. جواب هم پاسخ یک سؤال است، هم پاسخ یک حرف، و هم نتیجهٔ یک کار. ضربالمثل شماره جدا آمده: پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است. چیستان بدون شنونده پیش نمیرود.
خوراک هفته بادمجان شکمپر است با گوشت چرخکرده، برای چهار نفر. گوشت را پیش از پر کردن کاملاً میپزیم تا صورتی نماند. در سلامت از نشستن سر شام حرف میزنیم. بازی را آنجا ورزش ذهن و درمان نمینامیم. در تاریخ، چیستان را به عنوان عادت شبنشینی مرور میکنیم. آزمون شگفت داستانهای کهن آنجا افسانه است. پایان شماره خود سه چیستان است، با جواب در آخر، دربارهٔ قاشق و نمکدان و کاسه.
هر بخش را جدا هم میشود خواند. اگر گرسنه هستید از دستور بادمجان شروع کنید. چیستان را بگذارید برای وقتی که دیس سر میز است و هنوز کسی قاشق برنداشته. اگر تنها هستید، جواب را زود نخوانید.
یک شام برای این شماره بس است. اگر یک چیز بماند، همان سؤال ساده است که لازم نیست سخت باشد تا جمع را سر سفره نگه دارد.
جواب را اگر کسی همان اول گفت، ناراحت نشوید. چیستان خوب آن است که چیز جلوی چشم را تازه کند، نه آن است که همه را عاجز کند. بادمجان هم با همین حال سر میز میآید: شکافته، تا داخلش پیدا باشد. پنهان کردن گوشت نیمپز پشت پوست، خلاف هر دو بخش این شماره است.
۰۲
تقویم

این شماره شنبهٔ بیستوهشتم شهریور سال ۱۴۰۵ منتشر میشود. مناسبت هفته پایان تابستان است. سه روز مانده تا ماه مهر شروع شود. جشن تاریخداری برای این شنبه نداریم و اعتدال را هم اینجا حساب نمیکنیم. آن بحث در شمارهٔ پیش آمده است.
کار این روز یک شام خانگی است و، اگر سر سفره چند نفر باشید، یک بازی کوتاه. سه چیستان دربارهٔ وسیلههای همان میز است. جایزه و امتیاز لازم نیست. کسی که زودتر گفت، قاشق را برمیدارد و تمام. اگر حال بازی نیست، غذا سر جایش هست و بخش موضوع هفته میتواند نخوانده بماند.
خرید این هفته بادمجان و گوشت چرخکرده است، به اندازهٔ چهار نفر. بادمجان را همان روز بخرید که میپزید، چون در گرما زود چروک میشود. این صفحه هوا را پیشبینی نمیکند. ممکن است آخرین شنبهٔ شهریور هنوز گرم باشد. پایان تابستان در تقویم ماه، با خنکی هوا یکی نیست.
بخش آشپزی اصرار دارد گوشت پیش از رفتن داخل بادمجان کاملاً بپزد. بخش چیستان جواب را آخر آورده تا وسط نامه لو نرود. اگر فقط یک خط از تقویم بردارید، این است: بیستوهشتم جشن نیست. روز آخر تابستان تقویمی است، با یک شام و یک سؤال، نه با مراسم.
میز را پیش از غذا خلوت کنید تا جا برای کاسه و برای فکر کردن بماند. شلوغی ظرف، بازی را هم خراب میکند.
جواب چیستانها را روی کاغذ جدا ننویسید و کنار بشقاب نگذارید. هم ریخت سفره را به هم میزند و هم بازی را مرده میکند. اگر کسی گیر کرد، اجازه بدهید به میز نگاه کند. ظرفها خودشان راهنمایند. بعد از غذا، یک دور ظرف جمع کردن کافی است. بازی را به آشپزخانه نکشید، چون آنجا همهچیز جواب است و دیگر معما نیست. این شام باید کوتاه بماند تا روز بعد هنوز خاطرهاش سبک باشد.
۰۳
لغت و ضربالمثل

کلمهٔ این هفته جواب است و سه معنی دارد که سر سفرهٔ چیستان هر سه به کار میآیند.
اول، پاسخ یک سؤال است. چیستان میپرسد و جواب یک کلمه است: نام چیزی که جلوی چشم بوده و دیده نشده. دوم، پاسخ دادن به حرف کسی است. میگوییم جواب سلام را داد، یعنی سکوت نکرد. سوم، نتیجهٔ یک کار است. میگوییم این نقشه جواب داد، یعنی به درد خورد و تمام شد. این معنی سوم از معما دورتر است و بیشتر به آشپزخانه میآید: آیا گوشت پخت؟ جوابش را چاقو میدهد، نه مهمان.
«جواب چیستان» یک کلمه است. «جواب سلام» ادب است. «جواب دادن کار» نتیجه است. هر سه را با یک کلمه میگوییم. این هفته معنی اول موضوع شماره است.
پرسیدن
این مثل تعریف جواب نیست. جدا آمده، چون از خود سؤال حرف میزند:
پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است.
کسی که نمیداند و میپرسد، راه را باز میگذارد. کسی که نمیداند و به روی خودش نمیآورد، همان ندانستن را نگه میدارد. مثل چیستان را مسابقهٔ تحقیر نمیکند. برعکس، پرسیدن را جزو بازی میداند. اگر نکتهای گنگ بود، پرسیدن بهتر از حدس بیصداست.
این جمله را وقتی به کار میبرند که کسی از سؤال خجالت میکشد. سر سفرهٔ این شنبه خجالت لازم نیست. چیستانها عمداً ساده انتخاب شدهاند. جواب اگر دیر برسد هم عیب نیست. نپرسیدن و وانمود کردن که معلوم است، عیب است. در آشپزخانه هم همینطور. اگر شک دارید گوشت پخته یا نه، ببرید و ببینید. حدس، جواب پخت نیست.
پس جواب هم کلمهٔ معماست، هم پاسخ حرف، و هم نتیجه. مثل میگوید تا نپرسید، آن کلمه پیدا نمیشود.
۰۴
آشپزی

بادمجان شکمپر خوراک این هفته است و برای چهار نفر کافی است. گوشت را جدا و کامل میپزیم، بعد بادمجان را پر میکنیم و دوباره روی اجاق یا در فر میگذاریم تا مزهها یکی شود. گردو و پنیر و آرد در دستور نیست. زمان کار حدود یک ساعت و ربع است.
حساسیت: گردو، لبنیات و گندم ندارد. اگر به گوشت گوساله یا گوسفند حساسیت دارید این خوراک را نپزید. گوشت را از نوعی بردارید که میشناسید.
مواد
- چهار بادمجان متوسط
- ۴۰۰ گرم گوشت چرخکرده
- دو پیاز متوسط
- دو قاشق غذاخوری رب گوجه
- چهار قاشق غذاخوری روغن
- نمک و فلفل، به اندازهٔ مزه
- یک پیمانه آب داغ
دستور
-
بادمجان را بشویید، کلاهک را ببرید و از طول یک شکاف بدهید. داخل شکم را کمی نمک بزنید و بیست دقیقه بگذارید. بعد آب تلخش را بگیرید و خشک کنید.
-
پیاز را ریز خرد کنید و در دو قاشق روغن تفت دهید تا طلایی شود. گوشت را اضافه کنید و آن را باز کنید تا گلوله نماند. این مرحله پخت اصلی گوشت است. باید کاملاً رنگ ببازد. هیچ نقطهٔ صورتی داخل تابه نماند. اگر عجله کنید و گوشت خام را داخل بادمجان بگذارید، وسط شکم دیرتر از پوست میپزد و خام میماند. حدود پانزده دقیقه روی شعلهٔ متوسط هم بزنید.
-
یک قاشق رب را با گوشت تفت دهید. نمک و فلفل بزنید. شعله را خاموش کنید. مزه کنید. گوشت باید مزهٔ پخته بدهد، نه بوی خام.
-
بادمجان را در روغن باقیمانده، روی شعلهٔ ملایم، هر طرف چند دقیقه تفت دهید تا نرم شود ولی له نشود. داخل شکاف را با گوشت پخته پر کنید. یک قاشق رب را با آب داغ حل کنید و ته ظرف بریزید. بادمجانها را بچینید.
-
در ظرف را بگذارید. اگر فر دارید، صد و هشتاد درجه، حدود سی و پنج دقیقه. اگر فر ندارید، روی شعلهٔ خیلی کم حدود چهل دقیقه، با در نیمه. سس باید قل کم بزند. بادمجان با چنگال نرم شود.
-
یک بادمجان را ببرید. گوشت داخلش باید قهوهای و پخته باشد و صورتی نماند. اگر شک دارید ده دقیقهٔ دیگر بماند. این خوراک را با گوشت نیمپز سر سفره نیاورید.
با نان سر سفره بیاورید. این مقدار برای چهار نفر کافی است. فردا سس غلیظتر است. موقع گرم کردن کمی آب جوش ته ظرف بریزید.
۰۵
سلامت

این مطلب توصیهٔ پزشکی نیست.
سر شام
پایان شهریور، شام را نشسته بخورید. اگر چند نفرید، همان جا چیستان را بپرسید. این بازی عادت خانه است. تمرین حافظه و درمان هیچ چیزی نیست. اگر کسی حال معما ندارد، او را وارد بازی نکنید. سکوت سر سفره هم درست است. برد و باخت لازم نیست و برنده جایزهٔ غذایی جداگانه نمیگیرد.
بادمجان غذاست. آن را به اسم فایده نخورید و به اسم ضرر هم از سفره حذف نکنید، مگر اینکه خودتان از پیش میدانید با آن راحت نیستید. این صفحه تشخیص نمیدهد. گوشت باید پخته باشد. این نکتهٔ آشپزخانه است و در بخش دستور آمده، نه به عنوان توصیهٔ پزشکی.
عصر
اگر پیش از تاریک شدن هوا یک راه کوتاه رفتید، برای جدا کردن روز از شام کافی است. مسیر را بلند نکنید. دو عادت این هفته همین است: نشستن سر غذا، و بازیای که اگر خواستید انجام شود و اگر نخواستید حذف شود.
رسیدگی به تن با پزشک است. چیستان و بادمجان جای آن را نمیگیرند. اگر از این بخش چیزی به کارتان بیاید، همان زور نکردن به مهمان برای جواب دادن است.
خندهٔ سر سفره اگر آمد، غنیمت است و اجباری نیست. کسی را به خاطر جواب غلط دست نیندازید. شرمندگی، بازی را به دعوا نزدیک میکند و این صفحه برای چنین شبی نوشته نشده. غذا را هم ابزار جایزه نکنید. هر چهار نفر از همان دیس برمیدارند، چه معما را گفته باشند و چه هنوز فکر کنند. اگر شب به بحث کشید، چیستان را همانجا ببندید. ادامهٔ لجبازی نه تفریح است و نه به درد کسی میخورد. خواب را با بحث دیروقت عوض نکنید.
۰۶
تاریخ

چیستان جزو عادت شبنشینی بوده است. دور سفره یا دور کرسی، کسی چیزی را با وصف میگفت و بقیه اسمش را پیدا میکردند. جایزه اغلب خود خنده بود. این صفحه مجموعهٔ چیستانهای قدیمی را بازنویسی نمیکند. فقط رسم را از قصهٔ شگفت جدا میکند. سه چیستان این شماره در بخش موضوع هفتهاند و اینجا تکرار نمیشوند.
شبنشینی
در بسیاری از خانهها این بازی مال وقتی بود که کار روز تمام شده و چراغ روشن مانده بود. چیستان خوب، چیزی را وصف میکند که در همان اتاق هست: ظرف، ابزار، میوه. سخت بودن شرط نیست. اگر شنونده هیچ راهی به جواب نداشته باشد، بازی به رخنمایی پرسنده بدل میشود و دور بعد کسی حال گفتن ندارد. رسم پایدار همان سؤال نزدیک بوده، نه معمای کتابهای درسی.
نوشتههای ادبی هم گاه سؤال و جواب دارند. آن متنها مال محفل ادباند و با چیستان سفره یکی نیستند. لازم نیست برای یک شام خانگی به آنها رجوع کنید.
افسانهٔ آزمون
در داستانهای کهن گاهی قهرمان با یک چیستان، جان یا تاج را نجات میدهد و جواب را موجودی شگفت به او میرساند. این بخش افسانه است. افسانه اینجا یعنی ماجرای داستانی، نه گزارش یک شبنشینی واقعی با نام و شهر. سر سفرهٔ این شنبه تاجی در کار نیست. جواب اگر غلط باشد، قاشق را دیرتر برمیدارید و تمام.
خلاصه این است. وصف چیز نزدیک و جواب کوتاه از عادت شبنشینی میآید. آزمون سرنوشتساز افسانه است.
اگر در خانهٔ شما چیستان مرسوم نبوده، این شنبه شروع بدی نیست، به شرطی که کوتاه باشد. رسمها از همین تکرارهای کوچک ماندهاند، نه از یک شب استثنایی. لازم نیست ادعا کنید سنت کهن را زنده کردهاید. سه سؤال بس است. آزمونهای تاج و تخت را همچنان افسانه بدانید و وارد آشپزخانه نکنید.
۰۷ · چیستان
سه چیستان سفره

موضوع این هفته چیستان است. سه تا بیشتر نیست. هر کدام چیزی را وصف میکند که همین شام روی میز است. لازم نیست معنی دور بسازید. یک بار بلند بخوانید و پیش از آنکه به آخر صفحه نگاه کنید، صبر کنید. جوابها را عمداً پایین آوردهایم.
سه سؤال
اول. دهان ندارم و غذا را برمیدارم. خودم گرسنه نمیشوم. در کاسه میخوابم و دستهام از لبه بیرون میماند. اگر نباشم، مهمان دست به دیس میبرد. چیستم؟
دوم. خانهام کوچک است و درش تنگ. درونم دانهٔ سفید است. اگر هیچ از من نیاید، غذا بیمزه میماند. اگر زیاد بریزند، همان غذا را خراب میکنم. کنار دست راست میایستم. چیستم؟
سوم. ته دارم و دسته ندارم. خالی که باشم سبکم و پر که شوم سنگین. هم آب را نگه میدارم و هم شام را. روی سفره مینشینم و کسی مرا قاشق صدا نمیکند. چیستم؟
اگر یکی سخت بود، به میز نگاه کنید نه به سقف. هر سه چیز بیحرفاند و هر سه را امروز شستهاید. پرسیدن از بغلدستی، همانطور که مثل این شماره میگوید، عیب نیست.
جواب
جواب اول قاشق است. جواب دوم نمکدان است. جواب سوم کاسه است.
اگر هر سه را پیش از خواندن این سطرها گفته باشید، بازی تمام است و لازم نیست سختترش کنیم. اگر یکی غلط بود، همان ظرف را بردارید و وصف را دوباره بشنوید. چیستان این هفته امتحان نیست. بهانهای است که شام شروع نشود پیش از آنکه همه نشسته باشند.
هفتهٔ بعد نوبت یک کتاب است. این هفته همین سه اسم کافی است: قاشق، نمکدان، و کاسه.